سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

593

تاريخ ايران ( فارسى )

گفت شيطان دغا آخ چه كنم واخ چه كنم * گشت مشروطه به پا آخ چه كنم واخ چه كنم مرغ مشروطه به گلزار وطن شهپر زد * معدلت بر رگ شريان ستم خنجر زد نام مشروطه به چشم ظلمه خنجر زد * مستبد گشت فنا آخ چه كنم واخ چه كنم * * * من كه شيطانم از اين غصه زمين‌گير شدم * مستبدين همه مردند ز غم پير شدم راستى من كه ز اوضاع جهان سير شدم * گشتم انگشت‌نما آخ چه كنم واخ چه كنم گفت شيطان دغا آخ چه كنم واخ چه كنم * من كه ديوانه شدم اى عقلا دور شويد ميزنم سنگ بسرهاى شما دور شويد * مستبدين همه گشتند فنا دور شويد زده مشروطه لوا آخ چه كنم واخ چه كنم * گفت شيطان دغا آخ چه كنم واخ چه كنم سال‌ها بود كه خون همه را ميخورديم * پول‌ها از طرف بيوه زنان مىبرديم دل ملت را بسيصد جور مىآزرديم * همه گشتيم گدا آخ چه كنم واخ چه كنم گفت شيطان دغا آخ چه كنم واخ چه كنم